محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
98
قانونچه في الطب ( فارسى )
و أسبابُ المَرَضِ البارِدِ ثَمانيَةٌ : پيدايى بيماريهاى داراى طبع سرد را نيز هشت سبب است : - مُلاقاةُ بُرُودَةٍ بِالفِعلِ - و مُلاقاةُ بُرُودَةٍ بِالقُوَّةٍ - و قِلَّةُ الأكلِ في الغايَةِ - و الإِفراطُ فيه - و التَّكاثُفُ المُفرِطُ - و الحَرَكَةُ المُفرِطَةُ - و السُّكُونُ المُفرِطُ - و شِدَّةُ انفِتاحِ المَسامِّ . - قرار گرفتن در معرض چيزهايى كه بالفعل « 1 » يا بالقوه « 2 » داراى طبع سردند . - كمخورى بسيار . - پرخورى . - فشردگى بيش از حد بافتها . - زيادهروى در حركت « 3 » . - بىتحركى و تنآسانى بسيار « 4 » . - گشادگى زياد منافذ زيرين پوست . و أسبابُ المَرَضِ اليابِسِ أربَعَةٌ : پيدايى بيماريهاى داراى طبع خشك را نيز چهار سبب است : - مُلاقاةُ يابِسٍ بِالفِعلِ - و يابِسٍ بِالقُوَّةِ - قرار گرفتن در معرض چيزهايى كه بالقوه يا بالفعل خشكاند . « 5 »
--> ( 1 ) . همچون هواي سرد و آب سرد و اين هر دو از اسباب برودت اند ، ليكن بالعرض احداث سخونت نيز مىنمايند به حقن حرارت و تكثيف مسام . برگرفته از كتاب مفرح القلوب . ( 2 ) . همچون ضمادها و طلاهايى كه بالطبع مبرد باشند ، اگرچه بالفعل حار بوند . برگرفته از كتاب مفرح القلوب . ( 3 ) . پوشيده نيست كه حركت بر چند نوع است : يا عضوي و بدني بود ( چون رياضت ها و صنعتها ) ، يا نفسي بود ( چون غضب و مانند آن ) ، و يا طبيعي بود ( چون يقظه ) . و بدانند كه افراط در معتادين بسان افراط در غير معتادين نيست . پس مرتبه افراط امري است نسبي كه حسب قوت و ضعف مزاج و اعتياد و غير اعتياد مختلف مىباشد . برگرفته از كتاب مفرح القلوب . ( 4 ) . سكون ، بنا بر كثرت رطوبات فضيله ، حرارت غريزي را در بدن مخنوق مىسازد و احداث برودت مىكند . برگرفته از كتاب مفرح القلوب . ( 5 ) . همچون آتش و هواي گرم و خوابيدن در رمل خشك و استحمام به آبهاى قابض اكل ماكولات قابض ( چون بلوط ) .